تبلیغات
شعر طنز - حکایت شکایت
شعر طنز

گلایه

حکایت شکایت

چهارشنبه 7 مهر 1389

حکایت شکایت

بنام خدا:

باسلام عرض ادب دارم به جمع حاضران***کوچکم بنده به نزد این گروه شاعران

بنده شاعرنیستم انشا نویسی کم سواد***حرفهای پر وپیک من نیرزد یک قران

من ندارم عقل کامل این مخم منفی گراست***گرسُردپای کسی فاش میکنم برد یگران

حال که اسم فاش امد من حکایت میکنم***کل دستگاههای شهرون من شکایت میکنم

کل فرمانداری وبخشداروبادهیاریمان***من یه دعوای غلیظ دارم به بازرگانیمان

پنج سال پیش رفتم پیش فردی باسواد***اونوشت یک نامه ای تسلیم کردم برجهاد

با ادب رفتم به درگاه رییس خوش یقین***عرض کردم بهرکارگاه بنده میخواهم زمین

گفت برمن توبروبااون اراضی حرف بزن***هرچه رادادن جواب دیگرنیابرنزدمن

تاگذاشتم عرض خودرابااراضی درمیان***گفت بروپیش منابع طبیعی شهرما ن

الغرض خواستن زمن کلی مدارک جورباجور***بردمش پیش رییس پرونده ام راکردمرور

چون بشدفرداگرفتم بااداره یک تماس***گفت بیا اینجاببرروی زمینت کارشناس

وقتی شدپرونده تکمیل اون اقاروکردبه من***توبروحالایکی دوماه دیگر سربزن

بعددوماه من برفتم تواداره صبح زود***هرچه گشتیم کاغذا اسمی هم ازبنده نبود

چون نشدپرونده پیدا دلخوروعاجزشدم***نزدفرماندارخوب ومهربان عارض شدم

اونشاندم توی دفترگفت به من بااحترام***تونخورغصه نویسم نامه ای کارت تمام

فوری بنوشت نامه ای پایش بزدمهرگران***بردمش توی منابع نزداقای فلان

تابخواندنامه رییس اوقات اوگردیدخراب***روبه منپرخاش کرداینجوری من رادادجواب

چون شده پرونده ات گم توزمن داری طلب***ازهمین راه امدی فوری بگیردنده عقب

امدم خانه بایک حال خراب وخط خطی***هرچه دوزیدیم نشد تمونی ازبهرفاطی

پس خریدم یک زمین کارم بدادم گسترش***این طرف رامدرسه جاده گرفت ازاونورش

بعدچندمدت شدم عارض به بازرگانیمان***کی رییس مهربان از سهمیه خواهم سیمان

گفت که ازبهرصنوف داریم همی برنامه ای***برفلان دفتربه کشورمابدادیم نامه ای

بازپرسیدم که من وامی بخواهم بهرکار****گفت رییس جمهورداده دستورنداریم اعتبار

حال خواهش میکنم فکری برای راهکارم***من برم اندرکجاخاکی بریزم برسرم

سروده:نورالله نجفی 19/11/1387


cannabis
دوشنبه 30 بهمن 1396 02:27 ق.ظ
با تشکر از ارسال پست های شگفت انگیز! من واقعا از خواندن آن لذت بردم
شما می توانید یک نویسنده عالی باشید. من اطمینان دارم که وبلاگ شما را به نشانه گذاری کنم و اغلب به عقب برگردم
در آینده. من می خواهم خود را تشویق کنم تا شما را ادامه دهد
نوشتن عالی، یک بعد از ظهر خوب!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها