تبلیغات
شعر طنز - عجایب
شعر طنز

گلایه

عجایب

چهارشنبه 7 مهر 1389

       بنام خدا عجایب

بعدعمری من بدیدم یک عجایب صنعتی

گفت پدرجان راباتوبدارم صحبتی

کردمش تعارف بفرما ای پدرجان منزلم

نوش جان فرما توچائی یا لیوان شربتی

تعریف وتعارف تمام شداصل مطلب بازشد

گفت که نورالله چراازدست من ناراحتی

گفتمش ناراحتم که من ندارم مال وملک

رنگ باباتیره شد پیشانیش شدخط خطی

قشه ریخت باباکجایم مال وملک

بهر من شمشیرتیزکرده علی حسرتی (علی بور)

گریه کردباباکه من هم مثل تو بیچاره ام

بهرمایوس کردنم پیش کردکون قربتی

حلقه زداشکی به چشمم بغض گلویم راگرفت

خود بریدوخود دوزیدبرمن نداداوفرصتی

بحثهاپایان گرفت سهم منم استادشد

اب شورپنج سیسی باشد ملک ریگی چرقتی

وسلام0000 مورخه 30/6/1386


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها