تبلیغات
شعر طنز - تقسیم فرق عمر
شعر طنز

گلایه

تقسیم فرق عمر

چهارشنبه 7 مهر 1389

تقسیم    فرق    عمر

آفتاب عمرتواندرغروب است ای پدر

حال بیا تقسیم کنیم این مال وملک وسیم وزر

چشم طماعت مگرباخاک عالم پرشود

ورنه هیچ فرقی ندارد این پسر با آن پسر

زجرگل رامن کشیدم شهد اوزنبوربرد

یونجه سبز بهریابو بارسنگین پشت خر

گرندادی توبه من یک کرزه ای ازملک شور

میکند تقسیم روزی سید امامه سر

مغزتودزدیده اند آن تیزهوشان زرنگ

بشنو از من این حقیقت ای پدرجان مختصر

میکند خنده به پیشت گردنش خم میکند

کل دارائی تو رد میشود از پشت مهر (پوزه  گردنه )

کل دارائی بدادی آن عصای کوریت

توجلو کرده چراغش را گرفته پشت سر

مادر بیچاره ام خواهد دهانش وا کند

مکشی با اوقات تلخ از برایش شیشپر

دست رفتارت ندارم ساعتی را خواب خوش

خون گشته قلب من تاول زده روی جگر

این بدان دنیا ندارد ازبرایت هیچ سود

نه پدر ماند به دنیا ونه ارث بهر پسر

 

تاریخ چاپ 3/7/1386 شعر از**** نورالله نجفی


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها